دانی از زتدگی چه می خواهم
من تو باشم ، پای تا سر تو
بار دیگر تو ، بار دیگر تو
زندگی گر هزار باره بود
بس که لبریزم از تو، می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو، می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه ی تو آویزم
آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست...!

TaghdiMesH MikoNam Be DaDasHe GolaM MasiH
MoVafaGh BaShi DadaShiiii